تبليغاتX
دختر مرداد
دختر مرداد
ادبی-هنری-اجتماعی-آبگرمکن-یخچال-فرش کهنه........میخریممممممممم
 

يك راه حل.....................

اگه پولتون همش رفته واسه

اجاره خونه و رفت و آمد به محل كار و خريد گوشت

و تخم مرغ و برنج ،و شهريه دانشگاه و مهد كودك و دكتر و داروخونه .......

يا هزار جاي ديگه ،و پولي واسه شيريني عيدتون نمونده

كافيه بريد سر ميز و از توي قندان روي ميز

 يك حبه قند اعلاء پيدا كنين و به نيابت از باقلوا نوش جان كنين ..

راستي عيدتون مبارك و كامتان شيرين.........



ارسال شده در: شنبه هفتم آذر 1388 :: 2:24 :: توسط : ترنج

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comهزار بار ممنونتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

حتی اگه این کار جدیدم هم به نتیجه نرسهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 -که البته حتما با اون همه دعاهای قشنگه شما  میرسه-

من به این نتیجه رسیدم که،

 چه دوستای خوب و با مرامی دارم ...

....جمال همتونو عشق است....

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

(اینو پشت یک وانت تلفنی ، زمان چراغ قرمز خوندم کلی حالیدم)....

حالا در مورد کار:

مزون زدم، البته زدیم

با چندتا خانم ماه، عین خودم......تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

کارامون ، های کلاس ...

بعدش هم، ترکیب سنتی با مدرن

اگه ببینین داغون میشین....تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

هفته دیگه ،افتتاحیه هست...

لطفا تا اطلاع ثانوی ، همینطور دعا کنین .....

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

           



ارسال شده در: چهارشنبه چهارم آذر 1388 :: 3:39 :: توسط : ترنج

دوستان واسم دعا کنین ،

یک کار جدید رو شروع کردم......بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

حتما در اولین موقعییت میام و واستون ازش میگم....

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبای



ارسال شده در: یکشنبه یکم آذر 1388 :: 0:16 :: توسط : ترنج
امام جوادالائمه

بیا با هم آقا امام رضا رو به جوادش قسم بدیم.

بگیم ،

(رضا جان من ازتون میخوام          .....)

...التماس دعا...

 



ارسال شده در: چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 :: 2:13 :: توسط : ترنج

هر چی به خودم فشار میارم کمتر به یادم میاد.......

به من میگن اون عکس شوهرته

 میگن ما خیلی با هم خوشبخت بودیم...

میگن اون عاشق من بوده...

اما من از اون ازدواج و اونهمه روزهای خوبی که واسم تعریف میکنن

 به اندازه سنگینی حلقه ی بارک طلایی که

جای تاریخ ازدواجم داخل اون دیگه خونده نمیشه،به یادم مونده.....

گاهی چند زن و مرد به دیدنم میان که به من میگن :

.....مامان....

چندتاشون هم که جوونترن بهم میگن

... مامان بزرگ......

اما من، نه از بادام چیزی به یادم مونده نه از طعم شیرین مغز بادام.....

میگن ،دوستم دارن... اما من هیچ حسی بهشون ندارم............

میگن واسه خودم خدم وحشمی داشتم ..

میگن کدبانویی بودم که همه حسرتشو میبردن.....

میگن....

           میگن...

                            میگن...

...اما من هیچی به خاطر ندارم....

راستشو بگم، حتی یادم نمیاد صبح چی خوردم.....

خدای مهربونم چقدر تو مهربونی .

مهربونی که گذاشتی این روزهای آخر،

 این همه وابستگی رو فراموش کنم ..

وگرنه.. چطور میشد بدون غصه،

 از اینهمه دلبستگی، دل کند...

اما الان فقط منتظرم که بگی:

......... بیا..........

    ((    تقدیم به همه پدر و  مادرهای گلی که

 به بیماری آلزایمر دچار شدن

 اما این ما هستیم که اونا رو فراموش کردیم.

                                        ..انگار ما هم....    ))              

     (ترنج)



ارسال شده در: پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 :: 2:58 :: توسط : ترنج

احساس مترسکی رو دارم که گوشه مزرعه فراموش شده......

یادش بخیر اون اوایل که کشاورز

 با هزار آرزو این مزرعه رو شخم زد ،

واسه حفظ و نگهداریش منو با پوشال و کاه درست کرد

بزرگترین کلاهش رو روی سرم گذاشت

و کت گشاد و قشنگی تنم کرد

...آخ که چه حالی داشت

 وقتی از ترس حضور من هیچ کلاغه دزدی،

 جرات نزدیک شدن به مزرعه رو نداشتن....

اما اون مال وقتی بود که کشاورز هر از گاهی به من میرسید

و پوشال های خرابم رو عوض میکرد

 و کلاهم رو که باد انداخته بود سر جاش میذاشت....

میومد پیشم و زیر سایه ام می ایستاد

 و به مزرعه سبزش نگاه میکرد

 و با غرور به من لبخند میزد...

و من غرق در شادی سرم رو بالاتر نگه میداشتم

و تمام خستگی ایستادنها از تنم در میومد......

............................

اما اینقدر که لابلای محصولات مزرعه و باغ گم شدم ،

اون هم منو نمیبینه و فراموشم کرده...

هر وقت که به باغ و مزرعه سر میزنه ،

سعی میکنم صداش کنم ...

اما تازه حالا فهمیدم که اون واسم دهن نذاشته....

دیگه کلاغ ها همیشه روی شونه هام میشینن

و همین روزهاست که همون

یکدونه چشمی که برام مونده رو هم بکنن....

دیگه نه میبینمش نه میتونم صداش کنم....

نمیدونم چکارکنم؟؟؟؟؟؟؟

فکر میکنم به آخر خط رسیدم...

دوستان برام دعا کنین..

برام دعا کنین...

فقط دعا....

                       (ترنج)                         



ارسال شده در: یکشنبه هفدهم آبان 1388 :: 15:29 :: توسط : ترنج

شما هم شنیدین.......

من که شنیده بودم......

"اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده

،بدان عاشق شدست و گریه کرده"تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

از کوچه پشت خونه رد میشدم دیدم یک جوان

با سبیل های دسته موتوری به یک درخت تکیه کرده

 و به پنجره یک خونه چشم دوخته......

با خودم گفتم ......عاشق شده..........

رفتم جلو و با کنجکاوی پرسیدم :

...یارت توی اون خونه ست؟؟

یارو در حالی که با تعجب

لبهاشو عین آنجلینا جولی کرده بود

 با تاکید گفت: نووووووووچ، چکش برگشت خورده

،اومدم در خونش پولش کنم ،

نامروت فهمیده من اینجا منتظرشم ،نمیاد بیرون...

.........

با خودم گفتم ،این که هم جووون بود و

هم به درخت تکیه کرده بود پس چطور شد؟!!!!!!

دو سه تا کوچه اونطرف تر  جوون دیگه ای رو دیدم

به درخت تکیه کرده بود

 گفتم:این دیگه خوده عاشقشه.......

رفتم جلو گفتم :عاشقشی؟؟؟؟؟

گفت:چی میگی؟

منتظرم مردم زباله هاشونو بذارن بیرون ،

پلاستیک،ملاستیکاشو  جدا کنم برم ..

............

متحیر از این اشتباه،رفتم خیابون بالاتر

 چند تا کوچه اونطرفتر ،دیدم جوانی دو دستی

 به تنه درخت چسبیده .....

دیگه خودش بود....یک جوان عاشق...........

رفتم جلو و پرسیدم :عاشقشی؟؟

با خجالت گفت:نه اتفاقا ....

هر کار ی میکردم از دستم جدا نمیشد...

برای همین اومدم نزدیک این درخت

 تا دماغم ، که با هزار مشقت درش اوردم رو به تنه درخت بمالم.

.........ببینم اشکالی داره؟؟؟؟؟

حالم داشت بهم میخورد......

راستی پس کی دیده هر جوانی

بر درختی تکیه کنه ،عاشق شده؟؟؟؟؟؟؟/

                                                      (ترنج)



ارسال شده در: شنبه شانزدهم آبان 1388 :: 1:55 :: توسط : ترنج

یک بنده خدایی که خیلی قبولش دارم

و خداییش حرف بی ربط ازش نشنیدم،

دیشب بعد از  کلی عذر خواهی ،

حرفی زد که اولش کلی بهم بر خوردتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 ولی یکم که فکر کردم دیدم با وجود دردناک بودن

....راست میگه.....تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته ایشون هم از قول یک آقای مسن و با تجربه

اما کم سواد، این مطلب رو نقل قول میکردن.....تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

حسین آقا میگفت:

به قول فلانی برای آروم نگه داشتن اوضاع......

"به سگ استخون بده ،به زن دروغ بگو".

صبر کنین ...خانوما عصبانی نشن... تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

و 

 آقایون هم، زیاد قند تو دلشون آب نشه تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

....

ما کلی سرش بحث و تفسیر دوستانه داشتیم ...تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه به این نتیجه رسیدیم...

 همونطور که استخون

 هیچ وقت جای اصل گوشت رو نمیگیره

اما به همون اندازه ،هم دندون گیره و هم دل خوش کننده

البته برای جناب سگ.....

 اگه واقعا آقایون

 نمیتونن یک عشق واقعی و اصیل به خانوماشون بدن،

حد اقل وقتی از سر کار بر میگردن

به دروغ به خانومشون بگن:

تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

آخ که از صبح تا همین الان فکرم مشغوله قد رعنا

و لب لعل

 و موی کمند

و چشم شهلای تو بود ....

بعدش برن سر اصل مطلب و بگن :

....نهار چی  چی داریم.؟؟؟ تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com ؟؟؟؟....

خداییش با وجودی که، اصل رو از بدل خوب تشخیص میدیم 

 و توی دلمون میگیم ،

         ........خودتی........ تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

،اما نمیدونم چه قدرتی هست که 

 در رشد صعودی گوشهامون کمک وافر میکنیم....

وتا حدود ده تا دوازده ساعت شارژییم.......تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com......

حالا فکرشو بکن..

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com اگه .... البته اگه..... یک مرد مریخی پیدا بشه

و از اعماق تهش به زنش بگه :

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com........"دوستت دارم"........تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

...........فکر کنم تا اونوره قیامت هم انرژیش تموم نشه........

قابل توجه آقایون ...

ما زنها،

 حس قوی و بی مانندی داریم

از فاصله دور هم

 تغییر چهره آقایونمونو بعد از دروغ گفتن میبینیم

  /////تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com////

 اما دیگه به دلایلی که فقط خانوما میدونن

 چیزی به روتون نمیاریم

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com...ولی لایه نون داغ.....تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com



ارسال شده در: یکشنبه دهم آبان 1388 :: 13:31 :: توسط : ترنج

یک روز مردم یک قبیله خیلی ابتدایی

 از وجود یک پلنگ بزرگ خبر دادن...

عده ای این خبر رو شنیدن و برای کمک به اون قبیله

به وسط جنگل رفتن

برای ثبت لحظه ها ی شکار هم

چند تا دوربین و خبرنگار اعزام شدن.

همه جمع شدن تا برای نابودی پلنگ بزرگ نقشه بکشن.

اونطرف بیشه چند تا پلنگ ،با اضطراب

روند این پروژه رو دنبال میکردن....

"اگه به دام بیوفته ،چی میشه...

دیگه ما حکومت جنگلو به دست میگیریم"

.................

قرار شد یک گودال بزرگه بزرگ بکنن بعد تهش

 چند تا نیزه تیز رو به بالا وبعد روی حفره رو

با چوبهای نازک

 و نهایتا کمی خس و خاشاک................

دوربینها در گوشه ای انچنان استتار شدن که خود فیلمبردارها هم

 اولش نتونستن جاشو پیدا کنن.......

مردم قبیله دور آتیش میچرخیدن و برای نابودی پلنگ بزرگ

 به روش خودشون دعا میکردن.تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اونطرفه انبوه درختا،پلنگ های پیر و ضعیف ،

تا زمان مرگ پلنگ قوی نفسشونو توی سینه حبس کرده بودن .

همه چی حاضر بود جز..

..جز طعمه......

در حالی که کیسه ی سیاه و بو گندویی

روی سرم کشیده بودن ،

کشون کشون میبردنم به جایی که هیچ حس خوبی به اون نداشتم.

وقتی کیسه رو از روی سرم برداشتن ،

تازه متوجه شدم چه بلایی قراره سرم بیاد.

یکی از پاهامو با یک حلقه به زمین بسته بودن

و بین منو بیشه که محل رفت و آمد پلنگ بزرگ بود

یک چاله با کلی نیزه استتار شده بود.

دوربینها روی من قفل شده و تنها صدایی که به گوش میرسید

 صدای نفس نفس من

و چکیدن بزاق دهان پلنگ بر روی

 شاخه های خشک اطرافم بود......

.......................

.............................

یکدفعه با صدایه وحشتناکه نعره پلنگ و

به دنبال اون غرش پلنگهای پیر

و هلهله مردم قبیله

،متوجه شدم که به دنبال خیز پلنگ به طرف من

 ،یکباره زمین زیر پاش خالی شده و در مقابل دوربینها

به ته چاله سقوط کرده...........

.همه خوشحال بودن .

هر کسی چیزی میگفت و در کمال شادی و رضایت

 وسایلش رو جمع میکرد و بطرف ماشینهاشون میرفتن......

...همه اکیپ فیلمبرداری رفتن تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

و مردم قبیله هم شعله آتش هاشونو بیشتر کردن

 و به پای کوبی و شاد ی مشغول شدن .....تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

پلنگهای باقی مونده هم رفتن تا با چند شکار بعد از مدتها،

دلی از عزا در بیارن.....

باورتون میشه

هیچ کس به فکر من نبود

 هر چی سعی کردم پامو از توی حلقه در بیارم نتونستم..

هرچی بیشتر سعی میکردم

 طنابها و حلقه ها محکمتر میشد......

.اطرافم پر بود از تاریکی و وحشت.

در دل تاریکی

چشمهای حیض کفتارها و شغالها رو

 بر روی بدنم احساس کردم

اونا دورم حلقه زدن .تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

آخه مگه من چه گناهی کردم

 یکی دیگه قلدر جنگل بود

و یک عده دیگه از حضور اون کلافه شده بودن ..

.من این وسط چکاره بودم؟....

.فردا صبح بچه های قبیله حلقه پای منو بردن

و  به بزرگ قبیلشون نشون دادن و گفتن :

"دیشب اون آهوی بیچاره رو فراموش کرده بودیم ............."

                                                              (ترنج)



ارسال شده در: چهارشنبه ششم آبان 1388 :: 17:51 :: توسط : ترنج

دستاتونو بدین ...میخوایم بریم حرم

گوشاتونو بدین... میخوایم بریم حرم

دلاتونو بدین.... میخوایم بریم حرم

حاجتاتونو بگین.... میخوایم بریم حرم..........

یا

 علی بن موسی الرضا،

ببین دارم یک کاروان دل خسته به پا بوست میارم

همشون گرفتارن

همشون امیدوارن..

به حرمت این همه دل شکسته

........نگاهی

.....شفاعتی

..........تبسمی.........



ارسال شده در: سه شنبه پنجم آبان 1388 :: 11:49 :: توسط : ترنج

آدمم، از نوع حواش

مرداد از بهشت رونده شدم

نزدیکای سی و اندی تبعیدی تحمل کردم

برای رفع آسایش، شدم حوای یک آدم

در رشته پر سانسور تاریخ ،مخ زدم

عاشق طبیعت ،ساز و نقاشی ام