|
دختر مرداد ادبی-هنری-اجتماعی-آبگرمکن-یخچال-فرش کهنه........میخریممممممممم
| ||
|
..........اینجا روزگاری برای من شده بود عین چاه حضرت علی......منتها ایشون از غم امت مینالید و من از غم خودم.........دوستای خیلی خوبی پیدا کردم....باز هم داد میزنم "ممنون بلاگفا که ....."
اما باید برم........دیگه دنیام عوض شده...البته عوضی شده.....سیاهی و تنهایی اونقدر دورتادور منو احاط کرده که نوشتن یا ننوشتن شاید خیلی تاثیری نداشته باشه.....بعضی از دوستان قدیمی من رفتن....حس میکنم حرفایی رو که لازم دارم زودتر از سینه بیرون بریزم نمیتونم بنویسم......اونایی رو هم که مینویسم ....دردی از من دوا نمیکنه....به هر حال فکر میکنم حد اقل تا مدتی طولانی نیام..... و شاید تا .... باید ببینم قلبم چی میگه.....الان که از تپیدن خودش هم خسته شده... امیدوارم در این مدتی که بودم ....دلی رو نرنجونده باشم....اگه هم باعث رنجش شدم منو حلال کنید ...ایمیل منو دارید اگه مطلب مهم و ضروری بود در خدمتتون هستم ....میخوام از همه دوستان خوبم به ترتیب لیست لینک یادی بکنم.....اول تنهاترین سردار وبلاگم...علیرضای مهربونی که با ارشادهای برادرانه اش منو همیشه مورد لطف خودش قرار میداد....ممنونم علیرضا...تو مهربونی و بسیار فهمیده...آرزو میکنم قشنگترین اتفاقات برای تو مقدر بشه.....عمو رضای خوب و دوست داشتنی با شما از طریق علیرضا آشنا شدم...یادمه اول اصلا نمیفهمیدم چی مینویسین و یکبار گستاخانه نوشته هاتونو رد کردم اما بعدش فهمیدم چه موجود مهربان و عزیزی هستین...از خدا میخوام بهترینها رو قسمتتون کنه..باران دوست داشتنی، تو پنجره وبلاگ رو به روی ریه های خشک من باز کردی و من از اعماق وجود با بوی شکوفه های وبلاگ اکسیژن گرفتم و روحی دوباره در کالبد افسرده من جاری شد...از تو ممنونم مهربونم امیدوارم شادی اینروزها برایت مداوم باشد..سید بزرگوار استاد مهربان شما هم به نوشته های ابتدایی من آنقدر بها دادید که من شوخی شوخی باورم شد که میتوان نوشت و نوشتم بابت اعتمادی که در من بوجود آوردید ممنون...امیر بابک دوست داشتنی و خوب ....مدتی با اشعار زیبات انرژی ها گرفتم ...دستانی را دوست داشتی که حتما برایت خاطره ها داشتند و مهربانیها کردن....مراقب خودت باش دوست شاعرم.....مریم خانوم گلم....دختر نازم....همه ما واسه روزای بارونی چشمامون دنبال یک چتر و پناه مهربونیم....مراقب خودت باش ...مراقب چترهایی که بالای قلبت باز میشن باش ....همه چیز اونجور که نشون میدن نیست....شاد باشی نازنینم....فاطمه دوست داشتنی مدتی از تو بیخبر ماندم و امیدوارم هر جا که هستی شاد باشی...سعید عزیز شاید باید بگویم مرا حلال کن...همین...تو هم مثل همه رزمنده های عزیزمان برایم قابل تقدیر و احترامی شاد سالم باشی دوست خوبم...زیگول جان ...ایمیلهای جذاب تو همیشه بی جواب ماندند اما تو آنقدر بزرگوار و مهربانی که این دلخوشی لحظات خستگی را از من نگرفتی و همچنان برایم ایمیلهای زیبایی میفرستی ...باز هم منتظر هستم و مطمئنم که منو از لیست میلهات حذف نمیکنی...مسافر زمان عزیز ....نوشته هات و یادبودهای دهه های من بسیار برام قشنگ و خاطره انگیز بودن....امیدوارم به هر عصر و زمانی که سفر میکنی لحظات خوشی داشته باشی.مراقب جوجه غازهای زیبایت باش....سید حبیب مهربان....شاعر و عاشق گنجشکها.....تو از دوستان اولیه وبلاگ من بودی ...مدتی که گنجشکهایت را آب و دانه دادم تا برگردی از قشنگترین روزهای وبلاگداری من بود...روزی که برگشتی و همه آنها را با چند تا جوجه گنجشک به تو تحویل دادم را هرگز فراموش نمیکنم....قول بده رهایشان نمیکنی ...سید حمید بزرگوار...با شعرهایت بارها گریه کردم ...خیلی مذهبی نبودم اما انگار چیزی را در درون قلبم شعله ور میکردی...شاید چیزی به اسم اعتقاد ....و من منقلب از نوشته هایت همیشه در جواب نظراتم سکوت را دریافت کردم ...شاید ملاحظه ،شاید کثرت هواخواه....نمیدانم..به هر حال ممنونم که اجازه دادی با ابیاتت پرواز کنم....وکیل عزیز محمد مهربان....از شروع سربازی قدم به قدم صبحگاه به صبحگاه نوشته هایت را میخواندم....ممنون بابت راهنمایی هایی حقوقی که در اختیارم گذاشتی....در هر سمتی که هستی شاد باشی..مصطفی عزیز پسر جنوب ....از اینکه اجازه دادی از مطالب و تحقیقات میدانی منطقه استفاده کنم ممنون و همیشه سرشار از شادی باشی....پدرام...پسر خوبم خاله جووون...خیلی مراقب خودت باش .....فقط درس بخون و کلی تلاش کن....حتما به هر چی میخوای میرسی ...همشهری خوبم مجتبی عزیز .....شاد بمانی و موفق افرای مهربان.....خیلی خوشحالم که حال و هوای وبت کلی متفاوت شده .....سعی کن شاد بمونی....علیرضای عزیز ....دوست قدیمی ممنون بابت مطالب علمی که برام فرستادی و مشاوره های بازار یابی که تقریبا نیمه تموم موند....به هر حال ممنون..دیلان دختر کرد عزیز دوستی منو تو خیلی کوتاه بود اما از صداقت و تعصبت به اصالتت خیلی خوشم اومد...موفق و شاد باشی عزیزم....و آخر از همه دخترک ماشینی گلم.....منو هرگز تنها نذار....هرگز تنهات نمیزارم و همیشه دوستت دارم.... دوستانی که اسمشونو نبردم معذرت میخوام یا ارتباطاتمون خیلی کم بوده یا جزو دوستانی بودن که وبلاگشونو بستن.....از همینجا از همه دوستان مهربونی که بدون ثبت آدرس برام نظر میزاشتن و منو خوشحال میکردن ممنونم.....برام دعا کنین ....چیز با ارزشی رو از دست دادم و هیچ انگیزه ای برای ادامه ندارم ....شاید یک روز برگشتم ولی نمیدونم اون روز من در چه حال و احوالی خواهم بود....خدا حافظ همتون باشه ...من فقط گاهی میام تا جواب دوستان مهربونم رو مستقیم به وبلاگشون ارسال کنم....شاد باشید و عاشق بمانید. (ترنج) [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 1:46 ] [ ترنج ]
عکاس هنوز هم از دست من دلخور است
اما یکی باید به او بفهماند که ...
.گفتن "سیب"
برای من نه تنها خنده دار نیست
بلکه مرا به یاد
حوا .... بهشت... و تبعید ... می اندازد....
چطور میشود
به اینهمه شور بختی لبخند زد...؟
اشکهای شبانه...
چشمهای پف آلود....
میخواهم در خاطر قاب دوربینت
همینطور که هستم ماندگار شوم
...نه سیب میگویم ...
نه خندهای دروغکی ... (ترنج) [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:41 ] [ ترنج ]
دوست دارم به همه بگویم شعر میگویم..... اما بهانه شعرهایم را نه.... چه کسی میفهمد ...وقتی تو باریدی من سرودم شعرهایم خالی از ردیف و قافیه،وزن و تخلص.... اما... پر از عطر تنت... شعرهایم مستم میکند (ترنج) [ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 11:2 ] [ ترنج ]
اگه دوستت داشته باشه هر روز به یک بهانه ای بهت زنگ میزنه تا بتونه آخر حرفاش بگه:راستی
و اون بگه: خیییییلی دوستت دارم
اگه دوستت نداشته باشه هر 365 روز
رو فراموش میکنه تولدت
بهت میگه :خیلی مشغله دارم میتونی اینو بفهمی؟
و چیزی که نمیفهمی اینه که چطور نتونستی به اندازه یک مشغله فکرش رو به "خودت" مشغول کنی ...!!! [ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 18:8 ] [ ترنج ]
بیزارم از عید از سفره هفت سین از عیدی گرفتن و .... اینا یک مشت مزخرافات واسه آدمای الکی خوشه........ کاش جایی بود که میتونستم برم و انجا هرگز سال تحویل نمیشد...... مگه سال قبل چه گلی به سرم زدن که منتظر سال جدید باشم.... کاش انتخاب موندن یا نموندن با خودمون بود... فقط منت عزرائیل رو نکشیده بودم...... چی بگم......
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 18:15 ] [ ترنج ]
.....
می دانی.... فرق من و تو در نوع نگاهمان بود.... من همه را شبیه تو میدیدم... یعنی عاشقت بودم ولی تو... مرا شبیه همه دیدی... و اینگونه عشق از میان ما رفت.....
(ترنج) [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 1:33 ] [ ترنج ]
دلم گرفته، برایم بهار بفرستید
(شاعره بجنوردی)
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 12:27 ] [ ترنج ]
گلدان زندگیم شکسته ریشه هایم پریشان چون یال اسبی سرکش در تند باد زندگی مستانه میرقصند ومن هر لحظه تشنه تر تشنه ی جرعه ای آرامش غنچه ام در حال واژگونیست فاجعه ای در راه است باغبان کجایی؟!؟ (ترنج) [ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 15:1 ] [ ترنج ]
امروز دوستی برام ایمیل زد که :ترنج..چرا دیگه طنز نمینویسی؟ قصد کردم طنز بنویسم...... من حالم خوب است ... هیچ مشکلی ندارم... همه چیز امن و امان... وفور نعمت.... مردم در رفاه....دولت به فکر مردم.... نه افزایش قیمت نه کاهش صداقت .... همه با هم برادر .....همه راضی به نفع هم.... مرزها در امنیت .... ایمان و اعتقادات راسخ و پر رنگ..... نان چاشنی ران بوقلمون است ...دادگاهها خالی... کوچه های تاریک خالی از کودکان بزهکار و خیابانی....... مساوات و تساوی بین اقشار جامعه.... پول نفت را به زور می آورند درب منزل دیگر چه نیاز به تن فروشی.... دیگر هیچ پدری از شرم سفره خالی و چشمان منتظر فرزندانش خودش را حلق آویز نمیکند.... دیگر باغ هلویی وجود ندارد ازدواج ها آسان و کار فراووان و چه نیاز به تجاوز به نوامیس مردم.... خلاصه من خوبم...تو چطوری؟ آیا میتوانی بخندی؟ ترنج [ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 2:18 ] [ ترنج ]
حس تنهایی و واقعییت تنها بودن بوی تعفن خیانت و نامردی هوای سنگین بازداشتگاه پتوی آغشته به ادراری تند تاریکی وهم آور اتاقکی نمور غربت بی توجهی نگاه های نیش دار و قلبی آزرده از آوارگی چشمانی مه آلود از بغض اشک و .....تظاهر به آفتابی بودن دلقک وار خندیدن..... فقط برای دل کوچک دخترکم آیا حسینی هست تا مرا یاری کند؟ (ترنج) [ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ 10:1 ] [ ترنج ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||